دختر عاشق باران طلایی است داستان کیرکون ، ادرار می نوشد

Views: 1050
مردی در داستان کیرکون یک باران طلایی جوجه را شکست. این زوج به حمام رفتند و در آنجا پسر در دهان دوست دخترش لگد زد. بابا با خوشحالی دهانش را باز می کند و باران طلایی را بر گلو می برد.